غزل شمارهٔ ۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رفت آن جانان ما از دست ما
۲
از دریغا دلبر سر مست ما
۳
او برفت و پای او نگشودهایم
۴
تا ابد زلفش بود پابست ما
۵
ما همه جا نیکی او گفتهایم
۶
او نخواهد آنچنان اشکست ما
۷
چارهای غیر رضا و صبر نیست
۸
این زمان چون تیر رفت از شست ما
۹
در خیال او است جان ما مدام
۱۰
دل روان خواهد به او پیوست ما