شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
۲
ما و درویشی و درویشی ما
۳
فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
۴
پادشه درویش و درویش پادشا
۵
بینوائی ما و ذوق نیستی
۶
باز پرس از عاشقان بینوا
۷
عاشق و مستیم در کوی مغان
۸
دنیی و عقبی کجا و ما کجا
۹
بیخودم من بیخودم من بیخودم
۱۰
با خدایم با خدایم با خدا
۱۱
جام دُرد درد او درمان دل
۱۲
نوش کن جامی که تا یابی دوا
۱۳
نعمت‌الله مست و می نوشد مدام
۱۴
در خرابات فنا جام بقا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.