غزل شمارهٔ ۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر که آمد بر سر دار فنا
۲
یابد از دار فنا دار بقا
۳
خدمت منصور از آن سردار شد
۴
ذوق سرداری اگر داری بیا
۵
قل هو الله احد می خوان مدام
۶
چون موحد در خلا و در ملا
۷
ما درین دریا خوشی افتاده ایم
۸
ما ز دریائیم و دریا عین ما
۹
دردمندی را که باشد درد دل
۱۰
دُرد درد دل بود او را دوا
۱۱
بر در خلوتسرای می فروش
۱۲
ساکنیم و فارغ از هر دو سرا
۱۳
سیدیم و بندهٔ سلطان خود
۱۴
ما جَمیم و جام ما گیتی نما