غزل شمارهٔ ۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشقی دریادلی از ما طلب
۲
آن چنان گوهر در این دریا طلب
۳
نقد گنج کنت کنزا را بجو
۴
از همه اسما مسمی را طلب
۵
هر که یابی دامن او را بگیر
۶
حضرت یکتای بی همتا طلب
۷
در وجود خویشتن سیری بکن
۸
آنچه گم کردی همه آن جا طلب
۹
چشم ما از نور رویش روشنست
۱۰
نور او در دیدهٔ بینا طلب
۱۱
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
۱۲
نعمت الله در همه اشیا طلب