غزل شمارهٔ ۱۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نور او در جمله اشیاء ظاهر است
۲
ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است
۳
روشن است آئینهٔ عالم تمام
۴
در همه اسما مسما ظاهر است
۵
نور روی اوست ما را در نظر
۶
نور آن منظور زیبا ظاهر است
۷
باطن است از چشم نابینا ولی
۸
ظاهراً بر چشم بینا ظاهر است
۹
در خیال دی و فردا مانده ای
۱۰
از همه فرد آ که فردا ظاهر است
۱۱
ما ز دریائیم و دریا عین ما
۱۲
عین ما در عین دریا ظاهر است
۱۳
نعمتالله باطن و ظاهر بود
۱۴
باطنش پنهان و پیدا ظاهر است