غزل شمارهٔ ۱۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نور بسیط لَمعه ای از آفتاب ماست
۲
بحر محیط جرعهٔ جام شراب ماست
۳
قانون علم کلی و کشاف عقل کل
۴
حرفی ز دفتر و ورقی از کتاب ماست
۵
تا بوسه داده ایم رکاب جلال او
۶
سرخیل عاشقان جهان در رکاب ماست
۷
ما خواجه محاسب دیوان عالمیم
۸
هرجا که عالمیست به جان در حساب ماست
۹
روح القدس ببسته میان همچو خادمان
۱۰
در روز و شب مجاور درگاه و باب ماست
۱۱
ما را حجاب نیست و گر هست غیر نیست
۱۲
خود عین ماست آنکه تو گوئی حجاب ماست
۱۳
زلفی که رفت در سر سودای دو جهان
۱۴
بر روی ماست واله و در پیچ و تاب ماست
۱۵
هر قطره ای که غرقهٔ دریای ما بود
۱۶
از ماش می شمار که موج و حباب ماست
۱۷
داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز
۱۸
سلطان کاینات گدای جناب ماست