غزل شمارهٔ ۱۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما ز دریائیم و دریا عین ماست
۲
در میان ما دوئی آخر چراست
۳
خط موهومست عالم سر به سر
۴
خوش بخوان آن خط که آن خط عین ماست
۵
آنچه ما داریم در هر دو جهان
۶
در حقیقت ای عزیزان آن خداست
۷
عشق او در دل نهان می دارمش
۸
دُرد درد عشق او ما را دواست
۹
همدم جامیم و با ساقی حریف
۱۰
تا نپنداری که او از ما جداست
۱۱
مجلس عشقست و ما مست وخراب
۱۲
اینچنین بزمی ملوکانه کراست
۱۳
نعمت الله تا غلام سید است
۱۴
شاه عالم بر در او چون گداست