غزل شمارهٔ ۱۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خواجه آمد سرای خود آراست
۲
رفت و منزل به دیگری پیراست
۳
بنده بی خواجه ماند سر گردان
۴
در به در می دود که خواجه کجاست
۵
خواجه همچون خیال آمد و شد
۶
نیک و بد از نشان او برخواست
۷
معتبر بود اعتبار نماند
۸
عبرتی گیرد آنکه او بیناست
۹
بود خواجه حباب بحر محیط
۱۰
گرچه جامش شکست آب به جاست
۱۱
هر که با ما نشست در دریا
۱۲
نزد ما آبروی ما از ماست
۱۳
این و آن جفت یکدیگر باشند
۱۴
نعمت الله از همه یکتاست