غزل شمارهٔ ۱۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
۲
در دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست
۳
گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری
۴
همسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست
۵
تا صورت خود بیند در آینهٔ معنی
۶
معنی همه عالم در صورت او پیداست
۷
ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم
۸
ما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست
۹
موجیم در این دریا مائیم حجاب ما
۱۰
چون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست
۱۱
هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست
۱۲
هر قطره ز جود او چون درنگری دریاست
۱۳
گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم
۱۴
گر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست