غزل شمارهٔ ۲۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
۲
ای عارفان ای عارفان ما را نشانی دیگر است
۳
ای بلبلان ای بلبلان ما را نوا خوشتر بود
۴
زیرا که این گلزار ما از بوستانی دیگر است
۵
ای خسروشیرین سخن ای یوسف گل پیرهن
۶
ای طوطی شکرشکن ما را زبانی دیگر است
۷
یاری که اندرکار دل جان داد در بازار دل
۸
همچون دل صاحبدلان زنده به جانی دیگر است
۹
خورشیدجمشید فلک بر آسمان چارم است
۱۰
مهر منیر عاشقان بر آسمانی دیگر است
۱۱
تا عین عشقش دیده ام مهرش به جان بگزیده ام
۱۲
در آشکارا و نهان ما را عیانی دیگر است
۱۳
اقلیم دل شد ملک جان شهر تن آید این جهان
۱۴
کون و مکان عاشقان در لامکانی دیگر است
۱۵
رند و در میخانه ها صوفی و کنج صومعه
۱۶
مارا سریر سلطنت برآستانی دیگر است
۱۷
سیدمرا جانان بود هم دردو هم درمان بود
۱۸
جانم فدای جان او کو از جهانی دیگر است