غزل شمارهٔ ۲۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است
۲
یک دمی با همدمی از ملک عالم خوشتر است
۳
درد دل داریم و درد دل دوای درد ماست
۴
گرچه دل ریشیم زخم او ز مرهم خوشتر است
۵
مجلس عشقست و رندان مست و ساقی در حضور
۶
این چنین خوش مجلسی از صحبت جم خوشتر است
۷
یک دمی با همدمی و گوشهٔ میخانه ای
۸
ازحیات جاودان می دان که آن دم خوشتر است
۹
جان و جانان هر دو سرمستند و با هم روبرو
۱۰
جمع این یاران اگر باشند باهم خوشتر است
۱۱
نور چشم ماست او بنشسته خوش بر جای خود
۱۲
خلوت و جای خوشی با یار محرم خوشتر است
۱۳
نعمت الله سرخوش است از ذوق می گوید سخن
۱۴
هرچه گوید خوش بود والله اعلم خوشتر است