غزل شمارهٔ ۲۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بی نوائی نوای درویش است
۲
دُرد دردش دوای درویش است
۳
چشم درویش هر چه می نگرد
۴
جام گیتی نمای درویش است
۵
نیست بیگانه از خدا به خدا
۶
هرکه او آشنای درویش است
۷
هرکه داند دوای درویشان
۸
سر او خاک پای درویش است
۹
گر چه درویش را گدا گویند
۱۰
خدمت شه گدای درویش است
۱۱
آن طریقی که نیست پایانش
۱۲
راه بی منتهای درویش است
۱۳
نعمت الله با چنین همت
۱۴
روز و شب در هوای درویش است