غزل شمارهٔ ۲۷۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شهر دل در ولایت عشق است
۲
ملک و جان در حمایت عشق است
۳
دیده بینا به نور معرفت است
۴
این عیان از عنایت عشق است
۵
آنچه عقلم نهایتش می گفت
۶
دیده ام آن بدایت عشق است
۷
لیس فی الدار غیره دیار
۸
این حدیث از روایت عشق است
۹
هرچه گوئی ز عشق گو که مرا
۱۰
سخن خوش حکایت عشق است
۱۱
نالهٔ زار بلبلان شب و روز
۱۲
در گلستان سرایت عشق است
۱۳
نعمت الله را چنین حیران
۱۴
گرد حسن کفایت عشق است