غزل شمارهٔ ۲۹۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرکه چون ما حریف مستان است
۲
در خرابات رند مستان است
۳
نور چشمست هرچه می بینم
۴
دل و دلدار و جان و جانان است
۵
آفتابی است برقعی بسته
۶
روشنش بین که ماه تابان است
۷
همه آئینهٔ جمال ویند
۸
نظری کن که عین اعیان است
۹
گنج اسماست در همه عالم
۱۰
گنج و گنجینهٔ فراوان است
۱۱
موج و دریا دو رسم و دو اسمند
۱۲
نزد ما هر دو آب یکسان است
۱۳
قطره ای از محیط سید ماست
۱۴
به مثل گر چه بحر عمان است