غزل شمارهٔ ۳۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق جانان من غذای من است
۲
این چنین خوش غذا برای منست
۳
هر کسی را غذا بود چیزی
۴
نعمت الله من غذای من است
۵
با تو گویم غذای من چه بود
۶
این غذا دیدن خدای من است
۷
عقل بیگانه شد ز ما و برفت
۸
شاه عشق آمد آشنای من است
۹
گر کسی در هوای جنت هست
۱۰
جنت و حور در هوای من است
۱۱
دنیی و آخرت بود دو سرا
۱۲
دو سرای چنین نه جای من است
۱۳
وصل و هجران که عاشقان گویند
۱۴
از فنای من و بقای من است
۱۵
نور من عالمی منور کرد
۱۶
این همه روشن از ضیای من است
۱۷
من دعاگوی نعمت اللهم
۱۸
این چنین خوش دعا دعای من است