غزل شمارهٔ ۳۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کفر زلفش که رونق دین است
۲
مهتر هند و سرور چین است
۳
دل ما می برد به عیاری
۴
کار طرار دائما این است
۵
نور چشمست و در نظر دارم
۶
چه کنم دیده ام خدا بین است
۷
هر خیالی که نقش می بندم
۸
به خیال نگار تعیین است
۹
کهنه است این شراب اما جام
۱۰
باز در بزم ما نوآئین است
۱۱
عشق می باز و جام می ، می نوش
۱۲
قول پیران شنو که تلقین است
۱۳
من دعاگوی نعمت اللهم
۱۴
عالمی را زبان به آمین است