غزل شمارهٔ ۳۴۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشم ما روشن به نور اوست
۲
هرچه آید در نظر زان رو نکوست
۳
مه شده روشن به نور آفتاب
۴
یار مه رو را از آن داریم دوست
۵
آبرو می جو به عین ما چو ما
۶
زانکه دایم عین ما در جستجو است
۷
گر هزار آئینه آید در نظر
۸
چشم ما در آینه بر روی اوست
۹
عاشق و معشوق ما هر دو یکی است
۱۰
تا نپنداری که این رشته دوتوست
۱۱
کهنه گر رفته است و نو باز آمده
۱۲
نیک می بینش که کهنه عین نوست
۱۳
هر که بیند نعمت الله در همه
۱۴
بد نبیند هرچه می بیند نکوست