Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست
۲
مائیم صفات و صفت از ذات جدا نیست
۳
جز عین یکی در دو جهان نیست حقیقت
۴
گر هست تو را در نظرت غیر مرا نیست
۵
عشق است مرا چاره و این چاره مرا هست
۶
درد است دوای تو و این درد تو را نیست
۷
هرجا که تو انگشت نهی عین حقست آن
۸
زین نیست معین که کجا هست و کجا نیست
۹
چون است بقای همه و باقی مطلق
۱۰
چیزی که بود قابل تغییر و فنا نیست
۱۱
آن دم که دمیدند دم آدم خاکی
۱۲
بود آن دم ما زان همه دم جز دم ما نیست
۱۳
سرمست شراب ازل و جام الستیم
۱۴
در مجلس ما ساقی ما غیر خدا نیست
۱۵
ما ماهی دریای محیطیم کماهی
۱۶
ماهیت ما را تو نگر تا که که را نیست
۱۷
سید چو همه طالب و مطلوب نمایند
۱۸
عاشق نتوان گفت که معشوق نما نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.