غزل شمارهٔ ۳۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر کرا درد نیست درمان نیست
۲
هر کرا کفر نیست ایمان نیست
۳
بت پندار هر که او نشکست
۴
نزد ما بندهٔ مسلمان نیست
۵
هر که او جان فدای عشق نکرد
۶
مرده می دان که در تنش جان نیست
۷
در محیطی که ما در آن غرقیم
۸
هیچ پایان مجو که پایان نیست
۹
سر موئی نیابد از زلفش
۱۰
هر که سرگشته و پریشان نیست
۱۱
کُنج دل گنجخانهٔ عشق است
۱۲
گنج اگر در ویست ویران نیست
۱۳
در خرابات همچو سید ما
۱۴
رند مستی میان رندان نیست