غزل شمارهٔ ۴۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شادمانم زانکه غمخوارم وی است
۲
دلخوشم زیرا که دلدارم وی است
۳
عالمی اغیار اگر باشد چه غم
۴
دوست دارم چون وی و یارم وی است
۵
در خرابات مغان مستم مدام
۶
می خورم می چون که خمّارم وی است
۷
گلشن عشقست جانم جاودان
۸
بلبل سرمست گلزارم وی است
۹
نقش می بیندم خیالش در نظر
۱۰
نور چشم و عین دیدارم وی است
۱۱
جان فروشم بر سر بازار عشق
۱۲
می کنم سودا خریدارم وی است
۱۳
سیدم بر سروران روزگار
۱۴
نعمت الله شاه و سردارم وی است