غزل شمارهٔ ۴۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در نظر عالم چو جامی پر می است
۲
جام من بی خدمت ساقی کی است
۳
چشم ما روشن شده از نور او
۴
هرچه ما را در نظر آید وی است
۵
عالمی از جود او دارد وجود
۶
بی وجودش ما سوی الله لاشی است
۷
صوت نائی می رسد ما را به گوش
۸
دیگران گویند آواز وی است
۹
نوش کن آب حیات معرفت
۱۰
تا بدانی زنده دل از وی حی است
۱۱
جام را بگذار و خم می بجو
۱۲
همت عالی بر آن خم می است
۱۳
آفتابست او و سید سایه اش
۱۴
هر کجا او می رود او در پی است