غزل شمارهٔ ۴۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت
۲
در آینه نموده نقش خیال صورت
۳
هر صورتی که بینی معنی در آن توان دید
۴
معنی آن نظر کن بنگر کمال صورت
۵
جام جهان نمائی گر رو به تو نماید
۶
تمثال بی مثالش باشد مثال صورت
۷
از آفتاب حسنش مه نور وام کرده
۸
گه بَدر می نماید گاهی هلال صورت
۹
خوش لذتی که دارند جان و دلم همیشه
۱۰
جان در هوای معنی دل در وصال صورت
۱۱
خوش چشمهٔ حیاتی گشته روان به هر سو
۱۲
سیراب کرده ما را آب زلال صورت
۱۳
معنی و صورت ما باشند نعمت الله
۱۴
می بین جمال معنی بنگر به حال صورت
