غزل شمارهٔ ۴۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرکه را ذوقش به سوی ما بود
۲
همچو ما غرقه درین دریا بود
۳
موج دریائیم و دریا عین ما
۴
عین ما بر ما حجاب ما بود
۵
چشم عالم روشن است از نور او
۶
دیده ای بیند که او بینا بود
۷
کنت کنزاً گنج اسمای وی است
۸
مخزن آن جملهٔ اشیا بود
۹
هرچه بینی مظهر اسمای اوست
۱۰
کون جامع جامع اسما بود
۱۱
جام و می با همدگر باشد مدام
۱۲
این چنین بوده است و باشد تا بود
۱۳
نعمت الله در همه عالم یکی است
۱۴
سیدم یکتای بی همتا بود
