زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بحر ما دریای بی پایان بود
۲
آب ما از چشمهٔ حیوان بود
۳
چشم عالم روشن است از نور او
۴
روشنی چشم مردم آن بود
۵
باطنست او وز همه ظاهر تو راست
۶
این چنین پیدا چنان پنهان بود
۷
خوش حبابی پر کن از آب حیات
۸
هر دو را می بین که او یکسان بود
۹
نعمت الله مست و جام می به دست
۱۰
سید ما میر سرمستان بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.