غزل شمارهٔ ۴۹۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرچه ما را می رسد از او بود
۲
چون از او باشد همه نیکو بود
۳
ز آفتاب حسن او هر ذره ای
۴
روشنش بنگر که آن مه رو بود
۵
ما به او موجود و او پیدا به ما
۶
خود نباشد هر که او بی او بود
۷
عاقبت معشوق بنماید جمال
۸
عاشق ار چون ما به جستجو بود
۹
می نماید رشتهٔ عالم دو تو
۱۰
در حقیقت رشتهٔ یک تو بود
۱۱
سر توحید است و نیکو یاددار
۱۲
هر که داند بنده را آنجو بود
۱۳
نعمت الله دنیی و عقبی گرفت
۱۴
این و آن بی نعمت الله چو بود
