غزل شمارهٔ ۵۰۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خون دل از دیده بر رو می رود
۲
آبروی ما به هر سو می رود
۳
جمع گشته قطره قطره آب چشم
۴
همچو سیلی سوی هر جو می رود
۵
می رود دل بر در میخانه باز
۶
آفرین بر وی که نیکو می رود
۷
جان به جانان ده که جانان جان تست
۸
جان چه کار آید تو را چو می رود
۹
در بیابان فنا مرد خدا
۱۰
بی سر و پا خوش به پهلو می رود
۱۱
آفتابست او و ما چون سایه ایم
۱۲
می رویم آنجا روان کو می رود
۱۳
نعمت الله می رود در راه تو
۱۴
در پیش می رو که نیکو می رود
