غزل شمارهٔ ۵۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شود
۲
گر بیاید تربیت از کاملی کامل شود
۳
جان تو از عالم علوی تنت سفلی بود
۴
عاقبت هر یک به اصل خویشتن واصل شود
۵
منبع هر دو یکی و مرجع هر دو یکی
۶
لاجرم هر یک از این دو با یکی مایل شود
۷
آفتاب روی او در مه چو بنماید جمال
۸
ماه ما بر آفتاب روی او حایل شود
۹
ما ز دریائیم و عین ما بود آب زلال
۱۰
خوش حیاتی یابد از ما هر که او سائل شود
۱۱
عالم ما در ازل او بود و باشد تا ابد
۱۲
این چنین معلوم کی از علم او زائل شود
۱۳
بلبل و گل چون که بنوازند ساز عاشقی
۱۴
نعمت الله در گلستان این چنین قابل شود
