غزل شمارهٔ ۵۴۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
واحدی در کثیر پیدا شد
۲
احدی لاجرم هویدا شد
۳
جام گیتی نما به ما دادند
۴
صورت و معنئی مهیا شد
۵
نور اول خوشی تجلی کرد
۶
نیک بنگر که عین اشیا شد
۷
بوی یوسف ز مصر عشق آمد
۸
چشم یعقوب عقل بینا شد
۹
هر حبابی که بود ازین دریا
۱۰
عاقبت باز عین دریا شد
۱۱
در دو عالم کسی یگانه شود
۱۲
کز شش و هفت و هشت یکتا شد
۱۳
سید از ما جدا فتاد ولی
۱۴
چون ز ما بود باز از ما شد
