غزل شمارهٔ ۲۰۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
۲
گفتی خوشی تو بیما زین طعنهها گذر کن
۳
گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت
۴
کس بیتو خوش نباشد رو قصه دگر کن
۵
گفتی ملول گشتم از عشق چند گویی
۶
آن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن
۷
در آتشم در آبم چون محرمینیابم
۸
کنجی روم که یا رب این تیغ را سپر کن
۹
گستاخمان تو کردی گفتی تو روز اول
۱۰
حاجت بخواه از ما وز درد ما خبر کن
۱۱
گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران
۱۲
بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر کن
۱۳
گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت
۱۴
بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر کن