غزل شمارهٔ ۵۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ذوق ما در جهان نمی گنجد
۲
حال ما در بیان نمی گنجد
۳
دلبرم دلنوازئی فرمود
۴
در برم دل از آن نمی گنجد
۵
در دل عاشقان خوشی گنجد
۶
آنکه در جسم و جان نمی گنجد
۷
زر چه باشد چو سر ندارد قدر
۸
دل که باشد چو جان نمی گنجد
۹
جان و جانان حریف یکدگرند
۱۰
غیر رطل گران نمی گنجد
۱۱
برو ای عقل دور شو ز اینجا
۱۲
جبرئیل این زمان نمی گنجد
۱۳
ما کلام خدا که می خوانیم
۱۴
سخن این و آن نمی گنجد
۱۵
بزم عشق است و ما سبک روحیم
۱۶
زاهد جان گران نمی گنجد
۱۷
نعمت الله حریف و ساقی یار
۱۸
غیر او در میان نمی گنجد
