غزل شمارهٔ ۶۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نور با نور خوش در آویزد
۲
آب با آب خوش درآمیزد
۳
موج با بحر چون یگانه شود
۴
این دوئی از میانه برخیزد
۵
چشم مستش که فتنه انگیز است
۶
هر زمان فتنه ای برانگیزد
۷
مژهٔ شعر تیز من شب و روز
۸
خاک درگاه یار می بیزد
۹
عقل با عشق گفتگو نکند
۱۰
بنده با پادشاه نستیزد
۱۱
ساقی مست هر نفس جامی
۱۲
گیرد و بر سرم فرو ریزد
۱۳
سیدم زلف را چو بگشاید
۱۴
عالمی دل در او درآویزد
