غزل شمارهٔ ۶۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صبحدم آفتاب رو بنمود
۲
زهره و مشتری چه خواهد بود
۳
خانه تاریک بود روشن شد
۴
نور چشمی به ما عطا فرمود
۵
آفتابی درآمد از در ما
۶
در دولت به روی ما بگشود
۷
جام گیتی نما به ما بخشید
۸
در چنین آن چنان به ما بنمود
۹
آتش عشق عود جانم سوخت
۱۰
عود آتش شد و نماندش دود
۱۱
دامن خود بگیر ای عارف
۱۲
تا بیابی ز خویشتن مقصود
۱۳
بزم عشق است و سیدم سرمست
۱۴
هرکه آمد به مجلسش آسود
