غزل شمارهٔ ۶۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقی ما به ما کرم فرمود
۲
در میخانه را به ما بگشود
۳
جام گیتی نما به دور آورد
۴
می میخانه را به ما پیمود
۵
گر یکی ور هزار جام گرفت
۶
وجه خاصی به هر یکی بنمود
۷
آتش عشق او بسوخت مرا
۸
خوش بود آتشی چنین بی دود
۹
در مقامی که جسم و جان نبود
۱۰
بود و نابود خود نخواهد بود
۱۱
این چنین گفته های مستانه
۱۲
در جهان خود که گفت یا که شنود
۱۳
نفسی باش همدم سید
۱۴
تا بیابی ازین نفس مقصود
