غزل شمارهٔ ۶۹۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خواب در چشم خوش نمی آید
۲
گر خیالش به خواب بنماید
۳
چشم دارم که لطف او به کرم
۴
نظری هم به بنده فرماید
۵
خلوت خاص اوست خانهٔ دل
۶
در سرا غیر او نمی شاید
۷
در میخانه او به ما بگشود
۸
این چنین در ، جز او که بگشاید
۹
عشق مست است و عقل مخمورست
۱۰
به لب خشک باده پیماید
۱۱
هر که با جام می شود همدم
۱۲
یک دم از عمر خود بیاساید
۱۳
بندهٔ سیدم که از کرمش
۱۴
نعمت الله به خلق بخشاید
