غزل شمارهٔ ۷۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آب چشم ما به روی ما فتاد
۲
مردم دیده در این دریا فتاد
۳
رند سرمستی به میخانه رسید
۴
سر به پای خم نهاد از پا فتاد
۵
برنخیزد جاودان هر کس که او
۶
در خرابات آمد و آنجا فتاد
۷
ما ز دریائیم و دریا عین ما
۸
چشم ما روشن به عین ما فتاد
۹
همدم جامیم و با ساقی حریف
۱۰
این چنین ذوق خوشی ما را فتاد
۱۱
دل برفت از ما و در دریا نشست
۱۲
عاقبت محمود با مأوا فتاد
۱۳
نعمت الله چون مقام خویش دید
۱۴
بر در یکتای بی همتا فتاد
