غزل شمارهٔ ۷۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اهل نظران دیده به روی تو گشایند
۲
حسن تو در آئینهٔ یکتا بنمایند
۳
خورشید جمال تو نموده است به ما روی
۴
آنها که طلبکار لقایند کجایند
۵
در آینه حسن تو نمایند خدا را
۶
صاحبنظرانی که منور به خدایند
۷
رندان سراپردهٔ میخانه در این دور
۸
شاید که به پابوس تو هر دم به سر آیند
۹
بی دُردی دردت نتوان یافت دوائی
۱۰
دلها همه زان خستهٔ این درد و دوایند
۱۱
ای عقل برو از در میخانه که رندان
۱۲
مستند و به امثال تو این در نگشایند
۱۳
هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید
۱۴
سریست که مستان همه آن بیت سرایند
