زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مده به باد هوا جان خویشتن بر باد
۲
بنوش جام شرابی که نوش جانت باد
۳
در آ به خلوت میخانه فنا بنشین
۴
چه می کنی تو در این خانقاه ب بنیاد
۵
هزار جان عزیزم فدای غم بادا
۶
که خاطرم ز غم عشق می شود دلشاد
۷
دلم ز دست بیفتاد در سر زلفش
۸
اسیر گشت چه چاره کنم چنین افتاد
۹
دمی که بی می و معشوق می رود باد است
۱۰
دریغ عمر عزیزی که می رود بر باد
۱۱
درم گشاد و گشادم از این درست که او
۱۲
دری نماند که آن در به روی ما نگشاد
۱۳
به جان سید رندان که از سر اخلاص
۱۴
غلام خدمت اوئیم و بندهٔ آزاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.