غزل شمارهٔ ۷۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آنها که نگار را نگارند
۲
پیوسته نگار را نگارند
۳
جانی یابند هر زمانی
۴
هر دم جانی بدو سپارند
۵
این طرفه که زاهدان مخمور
۶
از مستی ما خبر ندارند
۷
ای عقل برو که بزم عشقست
۸
اینجا چه توئی کجا گذارند
۹
هر لحظه ز غیب در شهادت
۱۰
طرح دگری ز نو بر آرند
۱۱
عالم دانی که در نظر چیست
۱۲
نقشی که بر آب می نگارند
۱۳
مستیم و حریف نعمت الله
۱۴
بیچاره کسان که در خمارند
