غزل شمارهٔ ۷۵۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
۲
خورشید نهان گشته به شکل دگر آمد
۳
او عمر عزیزی است که آمد به سر ما
۴
خوش عمر عزیزیست که ما را به سر آمد
۵
ما بر در هر خانه که رفتیم گشودند
۶
محبوبی از آن خانه خرامان به در آمد
۷
مستیم و نداریم خبر از همه عالم
۸
یاری که از او یافت خبر بی خبر آمد
۹
بالله که ندیدیم به جز نور جمالش
۱۰
هر نقش خیالی که مرا در نظر آمد
۱۱
با عقل همی بودم و خوش بود دو روزی
۱۲
عشق آمد و از صحبت او خوبتر آمد
۱۳
هر بنده که آمد به سراپردهٔ سید
۱۴
شد شاه جهان و همه جا معتبر آمد
