غزل شمارهٔ ۷۷۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چارپا در پی علف گردد
۲
تا به وقتی که خود تلف گردد
۳
آدمیئی که معرفت دارد
۴
شک ندارم که خود خلف گردد
۵
قطب عالم یگانه ای باشد
۶
که چو ما جمله را کنف گردد
۷
آشنای محیط بحر ازل
۸
واقف از دُر و از صدف گردد
۹
هر کسی میل جنس خود دارد
۱۰
آن یکی گوهر این خزف گردد
۱۱
شیرمردی به خنجر و شمشیر
۱۲
مرد مطرب به نای و دف گردد
۱۳
سید ما چو عف عفی فرمود
۱۴
لاجرم این و آن معف گردد
