غزل شمارهٔ ۷۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
۲
اولا عود دل سوختگان سوخته اند
۳
خلعت شاهی عشقست به هر کس ندهند
۴
این قبائیست که بر قامت ما دوخته اند
۵
طالب ار می طلبد علم لدنی از ما
۶
علم ذوق است که ما را بخود آموخته اند
۷
شادی اهل دلان از غم عشق است مدام
۸
حاصل عمر عزیزست و خوش اندوخته اند
۹
بر سر چار سوی عشق قماش سید
۱۰
به متاعی بخریدند که نفروخته اند
