غزل شمارهٔ ۸۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مدام همدم جام شراب باشد رند
۲
همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند
۳
حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست
۴
ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند
۵
چو رند جام می بی حساب می نوشد
۶
به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند
۷
لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما
۸
مگر چو جام حباب پر آب باشد رند
۹
به هر طریق که یابد رفیق راه رود
۱۰
نماندهٔ سر آب و سراب باشد رند
۱۱
به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق
۱۲
کجا مقید علم و کتاب باشد رند
۱۳
طریق رندی سید ز نعمت الله جو
۱۴
که بی خطا رود و در صواب باشد رند
