غزل شمارهٔ ۸۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک نظر در چشم مست ما نگر
۲
نور او در دیدهٔ بینا نگر
۳
آب چشم ما بهر سو شد روان
۴
گر نظر داری درین دریا نگر
۵
در دو عالم هر چه بینی همچو ما
۶
حضرت یکتای بی همتا نگر
۷
گر همی خواهی که بینی روی او
۸
آینه روشن کن و خود را نگر
۹
عشق را جائی معین هست نیست
۱۰
جای آن بی جای ما هر جا نگر
۱۱
ظاهر و باطن به همدیگر ببین
۱۲
عین آن پنهان و این پیدا نگر
۱۳
هیچ شی بی نعمت الله کی بود
۱۴
نعمت الله در همه اشیا نگر
