غزل شمارهٔ ۸۱۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک نظر در چشم مست ما نگر
۲
ذوق اگر داری درین دریا نگر
۳
سر فرو بردی چه بینی سایه ای
۴
آفتاب ار بایدت بالا نگر
۵
چشم ما روشن به نور او بود
۶
نور او در دیدهٔ بینا نگر
۷
بر در میخانه مست افتاده ایم
۸
عاشقانه خوش بیا ما را نگر
۹
گنج او جوئی بجو در کنج دل
۱۰
نقد گنج پادشاه آنجا نگر
۱۱
هر چه بینی مظهر اسمای اوست
۱۲
یک به یک می بین و در اسما نگر
۱۳
عارفانه سید مستان ببین
۱۴
بندهٔ یکتای بی همتا نگر
