غزل شمارهٔ ۸۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چهار حضرت در یکی حضرت نگر
۲
نعمت الله بین و آن نعمت نگر
۳
ما می میخانه را کردیم نوش
۴
همدم ما شو دمی همت نگر
۵
چشم بینا گر تو را داده خدا
۶
چشم بگشا حضرت عزت نگر
۷
عالمی را نقش بسته در خیال
۸
گر نظر داری درین قدرت نگر
۹
دنیی و عقبی به همدیگر ببین
۱۰
در وجود این و آن حکمت نگر
۱۱
رحمت او داده عالم را وجود
۱۲
عام باشد رحمتش رحمت نگر
۱۳
در خرابات مغان در نه قدم
۱۴
سید مستان این حضرت نگر
