غزل شمارهٔ ۸۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در ترقی همیشه باش ای یار
۲
در تنزل مباش چون اغیار
۳
جام می عاشقانه خوش می نوش
۴
تا که گردی ز عمر برخوردار
۵
نزد ما موج و بحر هر دو یکیست
۶
غیر ما نیست اندک و بسیار
۷
گر یکی در هزار پیش آید
۸
آن یکی را هزار خوش بشمار
۹
جان جاوید اگر همی جوئی
۱۰
جان به جانان خویشتن بسپار
۱۱
سر موئی اگر حجاب بود
۱۲
از میان آن حجاب را بردار
۱۳
کار عشق است و کار ما این است
۱۴
نعمت الله به کار خود بگذار
