غزل شمارهٔ ۸۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
می رود عمر ما دریغا عمر
۲
مگذارش چنین خدا را عمر
۳
عمر برباد می دهی حیف است
۴
باز ناید گذشته جانا عمر
۵
یک دو روزی غنیمتش می دان
۶
که نماند مدام با ما عمر
۷
عمر امروز در پی فردا
۸
صرف کردی دریغ فردا عمر
۹
هر چه شد فوت از تو در عالم
۱۰
عوضش بازیابی الا عمر
۱۱
غیر ساقی و جام می هیچ است
۱۲
نکند صرف هیچ دانا عمر
۱۳
لذت عمر نعمت الله جو
۱۴
تا بیابی تو ذوق او با عمر
