غزل شمارهٔ ۹۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
که را روئی چنین زیباست امروز
۲
که را لعلی روان افزاست امروز
۳
به بالای تو سروی در چمن نیست
۴
ز من بشنو حدیث راست امروز
۵
نمی دانم چه خواهد کرد چشمت
۶
که از دستی دگر برخاست امروز
۷
چه روی است آن به نام ایزد که در وی
۸
نشان لطف حق پیداست امروز
۹
مرا گفتار نغز دلپذیر است
۱۰
تو را روی جهان آراست امروز
۱۱
نمودی روی و فردا بود وعده
۱۲
چه حال است این مگر فرداست امروز
۱۳
ز دست نرگس مخمور مستت
۱۴
جهان پر فتنه و غوغاست امروز
۱۵
ز سودای جمالت عارف شهر
۱۶
چو من دیوانه و شیداست امروز
۱۷
غنیمت دان حضور نعمت الله
۱۸
که دشمن را شب یلداست امروز
