Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۰۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
۲
خیره عشقت چو من این فلک سرنگون
۳
می‌در و می‌دوز تو می‌بر و می‌سوز تو
۴
خون کن و می‌شوی تو خون دلم را به خون
۵
چونک ز تو خاسته‌ست هر کژ تو راست است
۶
لیک بتا راست گو نیست مقام جنون
۷
دوش خیال نگار بعد بسی انتظار
۸
آمد و من در خمار یا رب چون بود چون
۹
خواست که پر وا کند روی به صحرا کند
۱۰
باز مرا می‌فریفت از سخن پرفسون
۱۱
گفتم والله که نی هیچ مساز این بنا
۱۲
گر عجمی رفت نیست ور عربی لایکون
۱۳
در دل شب آمدی نیک عجب آمدی
۱۴
چون بر ما آمدی نیست رهایی کنون

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira