غزل شمارهٔ ۹۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در خرابات تا سحرگه دوش
۲
می کشیدم سبوی می بر دوش
۳
شادی روی ساقی سرمست
۴
دوش تا روز بود نوشانوش
۵
بزم عشق است خرقه را بر کن
۶
جامهٔ عاشقانه ای درپوش
۷
در ره عاشقی و می خواری
۸
عاشقانه به جان و دل می کوش
۹
ما خراباتیان سرمستیم
۱۰
چون خم می فروش خوش در جوش
۱۱
گل تبسم کنان و می در جام
۱۲
بلبل مست کی شود خاموش
۱۳
نعمت الله حریف و ساقی او
۱۴
جام در دور و عاشقان مدهوش
